در شواهدی مربوط به اختیار «ی» یا «همزه» (صامت‏‎‌‎های میانجی) همچون زیبایی و زیبائی، نکتۀ ظریفی وجود دارد که حتّی ویراستاران فنّی ما به آن توجّه ندارند. رعایت نشدن یکدستی در زیبایی و زیبائی بی‏‎‌‎وجه نیست. گونۀ «زیبائی» در بافت اضافی مثلاً زیبائیِ اندام اختیار شده است. این حالت در دستور خط مصوّب پیش‏‎‌‎بینی نشده بود. پیداست که زیباییِ ‏zibâyiye‏ اصولاً آسان به تلفّظ درنمی‎‌‎آید. همین حال را دارد الفاظی چون ایتالیائی و اسپانیائی. ویراستار خلاّق، در چنین حالاتِ پیش‎‌‎بینی‎‌‎نشده، مُجاز بل مکلّف است که صورت مناسب را اختیار کند. چنان‌که، در بازی فوتبال، وقتی بازیکن با حالتی پیش‎‌‎بینی‌نشده مواجه می‎‌‎شود که طبعاً دستوری هم دربارۀ آن نیامده، اگر خلاّق باشد، خود تصمیم مناسب می‎‌‎گیرد.