تبليغاتX
ویراستار

پرسش

اگر در مقاله‌اي از مطالب یک سایت اینترنتی استفاده کرده باشیم و شیوه ی ارجاع مقاله، درون متنی باشد، چطور باید ارجاع دهیم؟

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:30 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

این «ر.ک.» همیشه دغدغه من بوده است. اگر آوردن نقطه پس از «ر» قاعده است، پس برای «نک» هم باید همین قانون ر رعایت کرد و مثلا به شکل «ن.ک.» نوشت که البته اینطور نیست. مگر بپذیریم که «نک» باید «نگ» باشد و مخفف «نگاه کنید به»

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 19:17 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در ارجاع‌نويسي نام نويسنده‌اي كه تخلص، نام هنري يا لقبش از نام شناسنامه‌اي او شناساتر باشد چه بايد كرد؟

آيا ذكر نام شناسنامه‌اي مؤلف لازم است؟ به چه شيوه‌اي؟


پاسخ

در آيين نگارش مقاله‌ي علمي پژوهشي(۱) آمده است: 5) کتاب، نويسنده داراي نام مستعار:

متن: (اخوان‌ثالث، 1348: 123)

پانويس: مهدي اخوان ثالث[م. اميد]، آخر شاهنامه، دفتر شعر(تهران: مروارديد، 1348)، ص 46.

مآخذ: اخوان ثالث، مهدي[م. اميد]. (1348). آخر شاهنامه. دفتر شعر. تهران: مروارديد.

6) کتاب،  با نام مستعار:

متن: (به‌آذين، 1342: 123)

پانويس: به‌آذين[نام مستعار محمود اعتمادزاده]، دختر رعيت (تهران: انتشارات نيل، 1342)، ص47.

مآخذ: به‌آذين، م. (1342). [نام مستعار محمود اعتمادزاده]. دختر رعيت. تهران: انتشارات نيل.


۱ محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي پژوهشي(تهران، سخن: 1385)، ص 158.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:33 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

قواعد کتابت همزه چیست؟

پاسخ

اساسا رسم‌الخط قرارداد است.

نگارش و قرائت همزه (مخصوصا همزه‌ی وصل) در زبان عربي نیز از موضوعات بحث‌انگيز است. همزه از صامت‌هايی است که در نگارش، صورت آوايی مستقلي ندارد و بايد روی يک کرسی بنشيند. مثلاً همزه آغازين عموماً بر کرسي الف می‌نشيند: إنسان / أُردو / أرباب

به‌طور غالب املای همزه ميانی، تابع مصوت‌هاي جانبی است: در همزه‌ی ساکن، تابع مصوت قبل از همزه و در همزه‌ی متحرک تابع حرکت خود است. همزه‌ی مضموم بر کرسی واو همزه‌ی مکسور بر کرسی ياء و همزه‌ی مفتوح بر کرسی الف می‌نشيند.

رؤوس/ رؤيت / رأس / بأس / دأب/ ذئب /

اما اين قاعده دقيقا رعايت نشده است؛ چنان‌که مسؤول از لحاظ نگارش آوايی درست‌تر است از مسئول؛ اما مسئول رايج‌تر است؛ همچنين است حکم هيأت.

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:52 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

«ویرگول آکسفورد» چیست؟ آیا در نگارش فارسی استفاده از آن لازم است یا بهتر آن است که  آرایش نحوی جمله به گونه‌ای باشد که از آن استفاده نکنیم؟

پاسخ

 نقش عمده‌ی ویرگول (و البته ویرگول آکسفورد) تعیین فصل و وصل و رفع ابهام نحوی کلام است.
در مواردی که واو میانوند (در اسم‌های مرکب؛ مثل: بگیر و ببند و فراز و نشیب) با واو عطف نهایی در گروه همپایه پشت سر هم قرار می‌گیرند ضرورت دارد. در راهنماهای انگلیسی هم ضرورت آن را بیش‌تر در رفع ابهام یادآور شده‌اند.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:7 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

روند چاپ کتاب چگونه است؟

پاسخ

روند اجرایی چاپ بعد از آماده سازی متن به عهده ناشر است. از اخذ مجوز از وزارت ارشاد گرفته تا فهرست‌نویسی فیپا در کتابخانه ملی. صفحه آرایی. فیلم و زینگ. چاپ و صحافی و توزیع.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 21:13 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در ارجاع به نشریات برای نوشتن شماره صفحه به چه صورت باید عمل کرد؟ عدد کوچک‌تر باید در کدام سوی خط تیره قرار گیرد؟ ۱۲-18 یا 18-12؟   اگر مورد اول درست است با ارجاع سال تولد و وفات در داخل پرانتز - که از چپ به راست است - منافات نخواهد داشت؟ (1382- 1329هـ.ش)

درضمن بهرام طوسی در هنر نوشتن و مهارت‌های مقاله‌نویسی اولی را پیشنهاد می‌کند؛  یاحقی؛ ناصح در راهنمای نگارش و ویرایش و احمد سمیعی گیلانی در نگارش و ویرایش دومی را.

پاسخ

آن‌چه در کار نگارش مهم است رعایت یک‌دستی در کار است و قبول یکی از شیوه‌نامه‌های موجود. تناقض در موضوعات علمی اولین بار نیست که رخ داده است و شاید یکی از ویژگی‌های علم بشر مدرن به تناقض رسیدن نظریه‌هاست. اما در این‌باره معمولا راست به چپ می‌‌نویسم و خط تیره را به «تا» تأویل می‌کنم؛ همان‌طور که می‌خوانیم می‌نویسم. ما با نظر اولی موافقیم. (12-18). زیرا خط فارسی از راست به جانب چپ حرکت می‌کند. شما اول عدد کمتر یا آغازین را می‌خوانید بعد عدد بیشتر یا یاپانی را. کدامیک از این دو را درست‌تر می‌خوانید:          (1333-1334) یا (1334-1333)

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:9 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

پانویس چيست؟ در چه مواقعي از آن استفاده مي‌کنيم؟ فرق پانویس و پی نوشت چيست؟

پاسخ

«پانويس[1]» به توضيح، اظهار نظر، يادداشت و يا ارجاعي گفته مي‌شود كه بيرون از متن در پايين هر صفحه مي‌آيد. نوشته‌‌هاي پانويس، معمولاً كوتاه است؛ مانند نشانيِ مرجع نقلِ قول، نام لاتين اشخاص يا كتاب‌ها يا معادل خارجي اصطلاحات‌ و مانند آن. در محلي كه نياز به پانويس يا پي‌نوشت داريد بايد روي آخرين كلمه‌ي جمله‌ي نقل شده، عدد تُك (شماره‌ي ريز بالاتر از خط زمينه‌ي متن1) بگذاريد و همان شماره را در پانويس همان صفحه تكرار كنيد و مطلب پانويس را بنويسيد. پانويس‌‌ها بر حسب نوع اطلاعاتي كه در آن‌هاست به سه دسته تقسيم مي‌شوند:

·        پانويس‌‌هاي توضيحي؛

·        پانويس‌‌هاي ارجاعي؛

·        پانويس‌‌هاي تركيبي.

* نوع سوم تركيبي از پانويس ارجاعي و توضيحي است.

«پي‌نوشت» در پايان متن مي‌آيد. براي پرهيز از درازگويي و گسستگي متن نوشتار، اطلاعات و آگاهي‌‌هاي فرعي و لازم و مطالب طولاني‌تر و توضيحات تفصيلي درباره‌ي هر نكته‌اي از متن را به پي‌نوشت منتقل مي‌كنند. جاي پي‌نوشت‌‌ها در مقاله‌ي پژوهشي، پيش از بخش كتاب‌شناسي منابع است، اما در كتاب و پايان‌نامه، ممكن است پي‌نوشت‌ها در پايان هر بخش بيايد.

اگر متني هم پانويس دارد و هم پي‌نوشت، در اين صورت بايد ميان اعداد تُک و يا شماره‌‌هاي ‌ارجاع پانويس با پي‌نوشت تفاوتي ايجاد کنيد؛ مثلاً شماره‌ي‌ پانويس را با عدد تُک و شماره‌ي پي‌نوشت را با عدد داخل قلاب [81] مشخص کنيد.


[1] .نک: محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص148؛ احمد سميعي گيلاني، نگارش و ويرايش (تهران: سمت، 1380)، ص239.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:44 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

از حقوق ويراستار بنويسيد؛ مثلا آيا درج نام ويراستار در شناسنامه حق مولف است يا خير؟ در اين‌صورت مسؤوليت حقوقي ناشر چيست؟

پاسخ

در پايگاه انجمن ادبي شفيقي کتابي با عنوان؛ ویراستار چگونه آدمی است و چه می‌كند؟ به قلم  الزی مایرز استینتون و به ترجمه ناصر ایرانی معرفي شده است. در بخشي از اين نوشتار به اين نکته پرداخته‌اند که "كتاب متعلق به كیست؟"

در پاسخ به پرسش شما اين بخش را، با حفظ امانت‌داري در متن و نوع نگارش و تنها با اندکي خلاصه‌گويي، نقل و ديگر بخش‌هاي مقاله را نيز براي آگاهي بيش‌تر معرفي مي‌کنيم؛ از آن‌روي که این نوشتار نقل‌قول مستقيم  است، از اصلاح برخي کاستي‌هاي نگارشي در متن صرف‌نظر کرده، بهتر‌نويسي آن را به نظر صائب خوانندگان وا مي‌گذاريم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:1 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

سفته با فتحه درست است یا با ضمه؟

گفتگو

طبق لغتنامه دهخدا سفته با فتحه؛ یعنی [ س َ ت َ / ت ِ ] (اِ) معرب آن سفتج . ج ، سفاتج . (حاشیه‌ي برهان قاطع چ معین ). آن است که چیزی از کسی به‌طریق عاریت یا قرض یا در عوض چیزی بگیرد تا در شهر دیگر بازدهد. (برهان) مالی باشد که به‌شهری یا به‌جایی کسی را دهند و به جایی دیگر بازستانند. (فرهنگ اسدی) مالی که به کسی دهند تا در شهر دیگر به آن شخص بدهد و نوشته از آن بگیرد که وجه به‌صاحب مال رساند و در هندی هندوی گویند و بعد از آن تعمیم کرده‌اند در هر چیزی که از آن نفعی به‌کسی رسد و سفتجه معرب آن است؛ نیز  در قانون تجارت آمده‌است: «سفته طلب سندی است که به‌موجب آن امضاکننده تعهد می‌کند در موعد معین و یا عندالمطالبه در وجه شخص حامل یا شخص معین و یا به‌حواله کرد آن شخص کارسازی نماید... .» اما سفته با ضمه بر طبق همان منبع؛ یعنی [ س ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) معرب آن سفتجة (تفس ). (حاشیه‌ي برهان قاطع چ معین ).هرچیز سوراخ کرده همچو مروارید سفته و لعل سفته و مانند آن. (برهان) .
و اما در نظر عامه سفته با ضمه یا فتحه در معنای اول به کار می‌رود که مسلما ایراد معنی اول با ضمه غلط است، اما در بین عامه رایج است.

و البته نمی‌دانم آیا می‌توان از غلط‌های رایج در بین عامه ایراد گرفت و یا سعی در اصلاح آن‌ها داشت؟

***

«سُفته به معنای «برات و حواله تجاری» از معدود کلماتی است که خواص آن‌ها را غلط و عوام صحیح تلفظ می‌کنند! این واژه فارسی است و تلفظ صحیح آن به ضم اول است و نه به فتح. این واژه‌ از فارسی به عربی رفته و سُفْتَجه، به ضم اول شده‌است‌ اما در عربی جمع مکسر سَفاتج و مصدر سَفتج را نیز از آن ساخته‌اند که هر دو به فتح اول است. محتمل است که در فارسی امروز تلفظ غلط سَفته به فتح اول از همین‌جا ناشی شده باشد.»
ابوالحسن نجفی‌، غلط ننویسیم.(تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1382). ص 230

***

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 17:54 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

لطفا برای یک ویراستار تازه‌کار از «پرانتز» بگویید.

پاسخ

پرانتز [1]( ) در اين موارد به‌کار مي‌رود:

  •  براي افزودن اطلاعات اضافي و عبارات توضيحي در ميانه يا پايان جمله:  خط اوستايي (با 44 نشانه‌ي نوشتاري) از ساده‌ترين خطوط جهان است.
  • تاريخ تولد، وفات يا يک رويداد و نيز سال نگارش مقاله يا کتاب: ناصرخسرو قبادياني(394ـ481ق.) بيش‌تر عمرش را در سفر گذراند.
  •  در روش ارجاع درون‌متني، نشاني مرجع داخل پرانتز مي‌آيد: (صادقي، 2005: 85)
  • همراه با نشانه‌ي پرسشي براي بيان تعجب، ترديد و تمسخر: اداره‌ي هواشناسي پيش‌بيني کرد، امشب در تهران دو متر(؟) برف خواهد باريد.
  • براي نشان دادن کوته‌نوشت‌هاي تحيت و سلام براي بزرگان دين: حضرت رسول (ص)
  • براي نشان دادن اختصارات: نيروي زميني ارتش جمهوري

[1] .براي آگاهي بيش‌تر نک: محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص49؛ احمد سميعي گيلاني، نگارش و ويرايش (تهران: سمت، 1380)، ص234.

+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15:0 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

ضمایر پیوسته‌ی شخصی را چه‌طور باید نوشت؟
گاهی اوقات می‌بینیم که نوشته‌اند: دست‌ات - کار‌های‌تان - تکالیف‌شان
و گاهی اوقات هم این ضمایر را به کلمه می‌چسبانند: دستت - کارهایتان - تکالیفشان
کدام‌یک درست‌تر است؟

پاسخ

در عبارتند/ عبارت‌اند؛  آگاهند/ آگاه‌اند؛ مجرمند/ مجرم‌اند؛ هر دو صورت رایج است و تفاوتی در معنی ندارد. بهتر است به یک‌دستی نوشتار فکر کنیم،‌ اما از آن‌جا که قبل از «اند» صامت است و می‌تواند فتحه بگیرد و زمینه حذف همزه را فراهم کند. در این موارد معمولا «اند» را بدون الف به کار می‌برند. ولی در واژه‌های مختوم به «الف» و «ی» لازم است به صورت «یند» و «اند» بیاید: آشنایند / زمینی‌اند/ کمرویند

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 18:25 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

نقل قولی را از یک پایان‌نامه در نوشته‌ی خود آورده‌ام که خود آن نقل قول نیز از یک منبع انگلیسی زبان است که در دسترس نیست. در این صورت ارجاع درون‌متنی و پایان‌متنی را به چه صورت بیاورم؟ به نویسنده‌ی پایان‌نامه ارجاع بدهم یا به منبع انگلیسی زبان ؟

پاسخ

ازجاع درون متنی           (دیویدسون، ۱۹۹۸: ۵۶ به نقل از احمدی، ۱۳۷۸: 35)

بهتر است هر منبعی به زبان اصلی بیاید :

 (Davidson, 1998: 56 به نقل از احمدی، ۱۳۷۸: 35 )

کتابنامه : احمدی، بابک. (۱۳۷۸).

دیویدسون، آ. سی. (1998) .....

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:2 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

كليدواژه چیست؟

پاسخ

«واژه‌هاي اصلي و كانوني تحقيق كه در عنوان مقاله نيز معمولا مي‌آيد. پس از چكيده حداكثر 5 واژه كليدي متن را بياوريد. اين واژه‌ها بايد چنان گويا باشد كه كتاب‌داران به آساني بتوانند بر اساس آنها مقاله را نمايه‌سازي و براي فهرست‌نويسي رده بندي كنند. واژه‌هاي كليدي با عنوان و مسأله‌ تحقيق تناسب دارند.»


[1] . محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص129.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 20:38 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در یک مقاله با موضوع ادبی اعداد را باید چگونه بیاوریم؟ منظورم اعداد تک رقمی هم هست.

پاسخ

اعداد، در متن‌هاي رياضي و در هرجا که جنبه‌ي رياضي داشته باشد، رقمي نوشته مي‌شوند. در حالات ديگر، اعداد زير حرفي نوشته مي‌شوند:

·         اعدادي که در آن‌ها واو عطف به کار نرفته باشد.

·         عددي که در آغاز جمله آمده باشد.

·         براي تقويت سنديت، عدد هم حرفي و هم رقمي نوشته مي‌شود.

·         شماره‌ي قرن رقمي يا حرفي نوشته مي‌شود...

عدد در حالات زير رقمي نوشته مي‌شود:

·         هرگاه در نام آن‌ها واو عطف به کار رفته باشد.

·         شماره‌ي صفحه، جلد، شکل، نمودار، نقشه و ...

تاريخ تولد و وفات؛ سال‌هاي آغاز و پايان حکومت يا وزارت و به طور کلي هر دوره‌ي تاريخي...[1]


[1] . براي آگاهي کامل ر.ک:احمد سميعي گيلاني، نگارش و ويرايش (تهران: سمت، 1380)، صص 247ـ250.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:10 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

"و غیره" را چگونه باید داخل متن بیاوریم؟ به همین صورت یا به صورت نقطه‌چین؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:37 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

باسمه تعالي درست‌تر است يا بسمه تعالي؟ چرا؟

پاسخ

همزه‌ي اسم وصل است و خوانده نمي‌شود. از طرفي در قرآن هم همه سوره‌ها به اين صورت نوشته شده است "بسم الله الرحمن ..." .
شيوه‌ي‌ رايج و معهود در اين سي سال كه از عمر اين تعبير در زبان فارسي مي‌گذرد "بسمه تعالي " بوده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:52 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

به نظر شما بهتر است از اختياري كه داريم كم‌كم چشم بپوشيم و به شيوه‌ی فرهنگستان عمل كنيم؟

پاسخ

هر ويراستار به عنوان يک متخصص اختياراتي دارد و هم محدوديت‌هايي.

مقوله‌ي زبان، مقوله‌ي سيالي است و قوانين فرهنگستان هم با توجه به اين امر و با بررسي تعداد زيادي متن نوشته‌ شده است.

حال ويراستار مي‌تواند با اجتهاد خود، مستقلا شيوه‌نامه‌اي داشته باشد و آن را به جايي که کار ‌مي‌کند ارايه کند، اگر پذيرفتند بر اساس آن کار کند و يا شيوه‌نامه‌هاي متداول را بپذيرد و بر اساس آن‌ها کار کند.

به هر حال در کار ويرايش آن‌چه مهم است: نخست داشتن شيوه‌نامه‌اي منطقي و قابل دفاع است و دوم يک‌دستي کل کار.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:49 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

 آوردن تاريخ نگارش يک اثر ادبي و يا زمان زندگي يک نويسنده در مقاله لازم است؛ درباره‌ي اثر ادبي موضوع ساده است، سال نشر را مي‌نويسيم ولي براي نويسندگان سال تولد را بايد نوشت يا درگذشت را؟

اگر سال فوت؛ براي آنان که زنده‌اند چه بايد کرد؟

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:39 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آیا استفاده از افعال "گشته است" "گردیده است" "می‌گردد" و امثال این‌ها صحیح است یا خیر؟ آیا استفاده از فعل "شدن" درست‌تر نیست؟

پاسخ:

دوستان نظر خود را بيان كرده‌اند اما اين فعل و مشتقات آن گرچه از دوره‌ي صفويه به بعد در نثر رسمي وجهه‌ي رسمي به خود گرفته و در محاوره به كارنمي‌رود اما در زبان شعر ادباي بزرگ كاربرد بسيار دارد:

دقيقي:

همي تازند اين برآن آن برين / ز خون يلان سرخ گردد زمين

فردوسي:

چو آسوده گرديد يكسر به بزم / كه زود آيد انديشهء روز رزم

چو گرديد زين شهر ما بي‌نياز / به دل‌تان همه كينه آيد فراز

چو بيدار گرديد  يكسر ز خواب / نگيريد بر بد ازين سان شتاب  

كه چون دين پريرد ز روز نخست / شود رسته از درد و گردد درست

كسي كو خرد را ندارد ز پيش  /دلش گردد از كرده خويش ريشبه

مرا اختر خفته بيدار گشت  / به مغز اندر انديشه بسيار گشت  

منوچهري: 

زردگل بيمار گردد، فاخته بيمار پرس / ياسمين ابدال گردد خردما زائر شود

 

فرخي سيستاني 

خيز شاها! كه همه دوخته و ساخته گشت  / خلعت لشكر و گرديد به يك جاي انبار

سنايي:

فراق آمد كنون از وصل برخوردار چون باشم / جدا گرديد يار از من جدا از يار چون باشم

 

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 7:10 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

اگر بخواهیم مطلبی را به یک مقاله از یک نشریه‌ي علمی ـ پژوهشی ارجاع بدهیم با این شرایط که: شماره‌ي تک جلدی نشریه را در اختیار نداشته باشیم و از مجموعه‌ي یک ساله آن استفاده کرده باشیم. مثلا شماره‌ي صفحه ارجاع در مجموعه 424 باشد آیا این شماره‌ي صفحه باعث سردرگمی خواننده نمی‌شود؟

 

پاسخ

يكي از دوستان (با نام يه نفر) نوشته‌اند: "ظاهرا قرار است فقط نظر صاحبان وبلاگ تاييد شود؟ اگر اين طور است بفرماييد ما ديگر حرف نزنيم".

دوست عزيز نظر شما در بخش نظرگاه خوانندگان براي همه قابل دسترسي است. اساس كار اين وب‌نوشت بر ارائة پاسخ به پرسشها‌ست مگر اين كه در مقولة خاصي باب بحث باز شود. در پاسخ به پرسشها گاه استفاده از نظر دوستان هم بهره مي‌بريم. حالا هم نظر شما را در پاسخ به اين پرسش مي‌آوريم تا از ما نرنجيد:

نويسنده تعهدي ندارد كه اگر مطلبي در ده جا چاپ شده بود مشخصات هر ده منبع را بياورد. اگر ضرورت به بيان  مواردي باشد از اصطلاح معمول "نيز در" كه معادل "also in" فرنگيهاست استفاده مي‌شود. در اين مورد مي‌توان به شيوه‌ي زير عمل كرد:

"عنوان

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:19 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آیا استفاده از افعال "گشته است" "گردیده است" "می‌گردد" و امثال این‌ها صحیح است یا خیر؟ آیا استفاده از فعل "شدن" درست‌تر نیست؟

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10:20 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در رسم‌الخط متون کهن و حتی آثار برخی شعرای حدود قرن دهم برخی از اصول رسم‌الخط صحیح رعایت نشده است. آیا باید در چاپ‌های جدید رسم‌الخط جدید در نظر گرفته شود یا باید آثار ادبی را به همان شکل چاپ کرد؟ اگر باید تغییری ایجاد شود مرز این تغییرات کجاست؟

پاسخ

رسم‌الخط در متون هر دوره با دوره‌هاي ديگر تفاوت دارد. معمولاً مصححان متون قديم، براي رسم‌الخط چاپي كتاب تصميماتي مي‌گيرند و در مقدمه تفاوت رسم‌الخط اصلي با رسم‌الخط چاپي را بيان مي‌كنند. 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:18 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

واژه‌هایی مثل همچنین چنانکه و چنانچه را باید به همین شکل نوشت یا جدا از هم باید نوشته شوند؟

 

پاسخ

سرهم و جدانويسي در زبان فارسي از موضوع‌هاي بحث برانگيزاند و هر ويراستاري به استدلالي يکي از شيوه‌ها را انتخاب مي‌کند. فکر مي‌کنم اصل در ويرايش متن بر يک‌دستي آن است؛ چنان‌چه يکي از شيوه‌ها را بپذيريم بهتر است تا پايان‌ کار بر اساس آن عمل کنيم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 13:48 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آيا رعايت علامت‌هاي سجاوندي در عنوان مقاله‌ها ، تيترها، نيز لازم است؟

پاسخ

نظر کمی پنجره و مجیدی مقرون به صحت است. معمول است که در عنوان‌های جمله‌ای، به جز "نقطه" از باقی نشانه‌های پایان جمله استفاده می‌شود، اگر عنوان مصرع مشهوری باشد شما چه می کنید؟

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

یکی بر سر شاخ بن می‌برید

به کجا چنین شتابان


ما بر این باوریم که رسم‌الخط و قواعد نگارش امري قراردادی است. اکنون که در زبان فارسی مرجعیتی برای این دست امور نیست، سلیقه گروهی و توافق ضمنی جمع می‌تواند نشانه عادت و روش مرسوم باشد. به نظر می‌رسد این خود معیار مهمی است.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:2 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در نقل قول مستقيم بيش از 40 کلمه آيا حاشيه را از دو طرف به يک اندازه بيش‌تر مي‌گيريم يا جمله را justify ‌ مي‌کنيم و تراز سمت چپ را برابر با ساير سطرها قرار مي‌دهيم؟

 

پاسخ

اين كار به سليقه حروف چين بسته است. مهم آن است كه شيوه‌ كار در سراسر نوشتار يكدست باشد و بخش منقول، با سبك نوشتار شما فرق داشته باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 17:37 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در استفاده از نقل قول مستقیم بیش از 40 کلمه که نویسنده مقاله، استفاده کننده از نقل قول، آن را در ادامه‌ي کلامش آورده، به گونه‌اي که نقل قول جزيي از کلام گوينده است، چه بايد کرد؟ آيا باز دستور تورفتگي بيش‌تر، اندازه خط ريزتر را اعمال مي‌کنيم؟

با کلام نيمه تمام نويسنده‌ي مقاله چه کنيم؟

 

پاسخ

 

اين موارد حكم «نقل در نقل» را دارد. معمولاً چنين نقلهايي در مقاله تحقيقي صورت مقبولي ندارد، مگر در تدوين گزيده مقالات يا چيزي شبيه آن. اما در چنين مواردي هر چه شما در برجسته سازي و تفكيك حد و حدود نقل قولهاي منابع خود  دقيق‌تر عمل كنيد كارتان وجهه علمي بيشتر خواهد داشت. نقلهاي بلند از وجاهت علمي، نوشتار مي كاهد مگر در حكم متن يا نمونه‌اي باشد براي تحليل.

كلام نيمه تمام نيز نيمه تمام است!؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 17:16 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

وقتی در نوشتن مقاله از یکی از متون کهن شاهد می‌آوریم یا قسمتی از آن را نقل می‌کنیم و در کلمه‌ای از نسخه بدل آن متن استفاده نموده‌ایم؛ چگونه باید بگوییم که از نسخه بدل استفاده کرده‌ایم؟

پاسخ

 

براي افزودن توضيحات اضافي به نقل قول مي‌توانيد از دو قلاب استفاده كنيد. مثلا از كشف المحجوب نسخه بدلي را از پاورقي که مي‌خواهيد در خلال متن نقل بياوريد:

            «...اندر سفري كه ميزباني پديد آمد يا ماندگي [ديگر نسخ: مانده‌اي] كه كسي وي را  بر ستوري نشاند  و ...»

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:48 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

نحوه‌ي نوشتن تنوين در پايان لغات  چگونه است؟ در سال‌هاي اخير خيلي از متن‌ها را ديده‌ام كه در آن‌ها "فعلاً " را به شكل "فعلن" يا "حتماً " را به شكل "حتمن" نوشته‌اند؛ كدام شكل درست يا متداول‌تر است؟

پاسخ

تنوین در اصل یک عنصر زبانی عربی است که کارکرد و انواع خاصی دارد: تنوین نکره، تنوین عوض و ... تنوین نقش معنایی خاصی (قیدی)به کلمه می‌دهد. این عنصر زبانی همراه واژه‌های عربی، وارد فارسی شده و حتی در ساخت زبان فارسی هم راه یافته است، به گونه‌ای که فارسی‌زبان‌ها آن را به آخر برخی واژه‌های فارسی و اروپایی هم می‌افزایند؛ مانند: "گاهاً"، "تلفناً".

در یکی دو دهه اخیر پیشنهاد نوشتن تنوین به صورت "نون ساکن" در خط فارسی مطرح شده و برخی از جمله برخی نویسندگان داستان و رمان آن را به کار می‌برند. تا کنون شیوه‌ى رایج همان شکل عربی بوده‌است.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 13:27 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

سجاوندي يعني چه؟

 

پاسخ

محمد‌بن ابي‌يزيد طيفور ملقب به شمس‌الدين و مکني به ابوالفضل السجاوندي القاري، متوفي (560هـ..ق) نخستين‌بار نشانه‌هاي هفتگانه‌ي وقف را به کار برد و از اين رو اين نشانه‌ها سجاوندي خوانده شده و قرآن‌ها را که اين نشانه‌ها در آن به کار رود «قرآن سجاوندي» خوانند.

سجاوندي کردن، کنايه از منقش کردن است. زير زبر گذاردن و علامت‌هاي "سجاوندي" را در قرآن به کار بردن را نيز سجاوندي کردن مي‌گويند.(لوح فشرده لغت نامه، ويراست سوم)

در اصطلاح ادبی نشانه‌هایي مانند نقطه و ويرگول که براي روشن‌تر کردن  معنی جمله یا جدا کردن واحدهای آن از یک دیگر در یک نوشته به کار می‌رود، را علامت‌هاي سجاوندي مي‌گويند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:10 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در نگارش اعلام عربي مانند «يسوع بن الانسان» آيا همزه‌ي "ابن" بايد بيايد يا نه؟ به طور کلي همزه‌ي "ابن" چه صورتي دارد؟

 

پاسخ

در عربی همزه «ابن» در هنگام اضافه شدن دو علم باید حذف شود. اما در عیسی ابن الانسان و یسوع ابن الانسان چون بخش دوم علم نیست حذف نمی شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 20:32 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

املای درست کلمه‌ی "بروز" به معنای "روز آمد"(update)  چیست؟

آیا "ب" این کلمه از گروه "بای" قید و صفت ساز است و مانند بشتاب(=شتابان) یا بنام(=نامی) سر هم نوشته می شود؟

پاسخ

وقتی حرف "ب" با کلمه بعد از خود ترکیب شود یک واحد زبانی می‌سازد و باید سر هم نوشته شود. بروز صفت و قید است.
بروز : تازه، همراه با زمان
در محل صفت:
فلانی آدم بروزی است. بروزترین برنامه / سیستم بروزتر
در محل قید:
خیلی بروز فکر کنید.
بروز باشید.

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 17:18 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

"عبارت‌اند از " درست است يا "عبارتند از"؟ چرا؟

 

پاسخ

این مصرع را با کدام صورت می‌نویسید؟ «تا نگویند اسیران کمند تو کمند»
اگر بنویسیم اسیران کمند تو کم‌اند. زیبایی «جناس خط» از بین می‌رود.
در عبارتند / عبارت اند؛  آگاهند /آگاه اند؛ مجرم اند / مجرمند. هر دو صورت رایج است و تفاوتی در معنی ندارد. بهتر است به یک‌دستی نوشتار فکر کنیم.
اما از آن‌جا که قبل از «اند» صامت است و می‌تواند فتحه بگیرد و زمینه حذف همزه را فراهم کند. در این موارد معمولا «اند» را بدون الف به کار می‌برند. ولی در واژه های مختوم به الف و ی لازم است به صورت «یند» و «اند» بیاید.
آشنایند / زمینی‌اند/ کمرویند

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:57 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آيا به کار بردن فعل "مي‌باشد" درست است؟ با توجه به اين‌که اين فعل، معادلي به نسبت دقيق براي فعل "است" است،استفاده از آن چه لزومي دارد؟

پاسخ

با اين كه صائب حدود ۲۱ غزل دارد با رديف «مي‌باشد»، بعضي مي‌گويند فارسي نيست.

اما از جمله واژه‌هاي خيلي رسمي است. اين روزها احساس مي شود كه كاربرد آن سبك را به شدت رسمي و لحن را تصنعي مي كند.

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 11:32 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

سیاست‌گذار يا سياست‌گزار؛  کدام يک درست است؟

پاسخ

"عده‌ای گمان می‌کنند که اگر گذاشتن دلالت بر عملی عینی و ملموس نکند یا، به بیان دیگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، باید با حرف "ز" نوشته شود. مثلا قانون یا بدعت یا بنیان چون جسم عینی و ملموسی نست در ترکیب با این فعل لابد می‌شود قانونگزار یا بدعتگزار یا بنیانگزار. این تصور نادرست در وهله‌ی نخست ناشی از خلط معنای حقیقی و معنای مجازی گذاشتن و در وهله‌ی بعد ناشی از خلط معنای این فعل با معنای گزاردن است. گذاشتن، در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به طور عینی و مشهود» است، مثلا: "لیوان را روی میز می‌گذارم». اما گذاشتن مجازا به معنای «قرار دادن، وضع کردن، تاسیس کردن» است و چون مقصود از قانونگذار کسی است که قانون را وضع و بنا می‌کند( و نه فرضا کسی که قانون را اجرا می‌کند.) باید به همین صورت، یعنی با حرف «ذ» نوشته شود. ایضا بنیانگذار، به معنای «موسس»، کسی است که بنای کاری یا موسسه‌ای را می‌گذارد و نوشتن آن با حرف «ز» غلط است."

نجفی، ابوالحسن. (1384). غلط ننویسیم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. ذیل گذاشتن/ گزاردن

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 11:20 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

اگر تمام علايم قراردادی را نمادي از يک مجموعه مفاهيم بدانيم؛ چنان‌که علايم راهنمايي و رانندگي را مي‌توان به مجموعه‌اي گزاره‌ها تأويل کرد؛ علايم سجاوندي نيز براي موقعيت‌هايي طراحي شده‌اند که مي‌توان آن‌ها تأويل کرد.

آيا تاکنون مدلول‌هاي هريک از علايم بررسي شده است؟ (مثلا: (.) نقطه؛ جمله تمام شد. (،)؛ گزاره هنوز تمام نشده است و با عبارت يا واژه‌ي بعد کامل مي‌شود. (...)؛ قسمتي از گزاره حذف شده است و ...)

فکر مي‌کنم با دانستن مفهوم‌هاي دقيق هر يک از اين علايم بتوانيم  آن‌ها را به جا و سودمند‌تر به کار بريم. 

 

پاسخ

بله تلاش نویسندگان کتابهای آیین نگارش و رسم الخط در همه دنیا همین است. که مفهوم این نشانه ها را یکدست کنند. چندان اختلافی هم در این باب نیست. کتابهای معتبر در هر زبانی تقریباً موارد کاربرد نشانه های نگارشی را برای یاد اوری می نویسند و نه این که طرح تازه ای درافکنند.

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:3 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش
شنيده‌ام در زبان فارسي كه امروزه در مدارس تدريس مي شود همزه به طور كل حذف شده است.
منظورم اين است كه آيا لغاتي مثل: اعطا- اجرا- اتكا مطلقا در ترجمه‌ي متون بدون همزه به كار مي روند؟

 پاسخ

فارسیان همزه ی آخر واژه های عربی را تلفظ نمی کنند: حیا / بنا / ریا / اجرا / شهدا /
و در هنگام اتصال آنها به کلمه ی دیگر از صامت میانجی"ی" استفاده می کنند.
اجرای احکام / به جای اجراء احکام

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:47 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

چرا نخستین صفحه‌ی فصل‌ها بدون شماره تایپ می‌شود؟

پاسخ

 تا این لحظه پاسخ قانع کننده ای نداریم. این گونه موارد به عرف و سنت بدل شده است. شاید دلیل آن باشد که در قدیم صفحة سفیدی بین بخشها و فصول کتاب می گذاشتند و چون مطلبی در آن نمی آمد در شمار تعداد صفحات به حساب نمی آمده؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:36 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

معيار تعيين واحدهاي مستقل واژگاني چيست؟ آيا به طور نمونه واژه‌ي دانش‌آموزان يک واحد واژگاني(يک واژه‌ي مرکب) است با دو واژه و يک تکواژ دستوري؟ فرق اين واژه با دانشجو و دانشگاه چيست که بايد اين دو را سر هم نوشت و آن اولي را جدا؟

 

پاسخ

در باب مسئله پر دردسر سرهم / جدانویسی در فارسی نکات زیر را یاد آور می شویم:

-          اگر یکی از تکواژها نیمه فعال یا غیر فعال باشد ترجیحاً کلمه مرکب را سر هم می نویسند. 

-          اگر در ترکیب، امتزاج دو جز بر افتراق آنها غالب شود سر هم می نویسند. دانشجو / ضرباهنگ. 

-          طول واحدهای زبانی در یک کلمه مرکب نیز در سر هم نویسی مدخلیت دارد. واحدهای کوتاه در سرهم نویسی شکل مقبولتری دارند و واحدهای بلند شکلی ناخوشایند پیدا می کنند.

-          اگر آوای پایانی بخش اول با آوای آغازین بخش دوم از لحاظ شکل نگارش همخوان نباشد جدا می نویسند. دانشاموزان / دانش‌آموزان.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:36 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

یعنی دانشگاه شیکاگو و کلمبیا برای دستور خط فارسی شیوه نامه دارند ؟

پاسخ

چنان‌که در یادداشت پيشين آمده است؛ "اين مجموعه، انجيل ويراستاران انگلوامريكايي است." و براي زبان فارسي به طور اخص نمي‌توان چيزي يافت، ولي چنين به نظر مي‌رسد با بررسي مسايل آمده در آن شيوه‌نامه، تطبيق دادن آن با مسايل نگارشي فارسي و با توجه به روح زبان فارسي، بتوانيم براي برخي مسايل دليلي علمي و فراتر از ابراز نظر‌هاي سليقه‌اي بيابيم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 18:4 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آیا شیوه‌ي دقيق و علمي براي تعيين املاي همزه وجود دارد؟

هيئت يا هيأت؟

مسئول يا مسؤول؟

پاسخ

اساسا رسم الخط يک عادت  يا قرارداد است.

نگارش و قرائت همزه (مخصوصا همزة وصل) در زبان عربي نیز از موضوعات بحث انگيز است. همزه از صامتهايي است که در نگارش، صورت آوايي  مستقلي ندارد و بايد روي يک کرسي بنشيند. مثلاً همزه آغازين عموماً بر کرسي الف مي نشيند: إنسان / أُردو / أرباب

بطور غالب املاي همزه مياني، تابع مصوتهاي جانبي است: در همزة ساکن، تابع مصوت قبل از همزه و در همزة متحرک تابع حرکت خود است. همزة مضموم بر کرسي واو همزة مکسور بر کرسي ياء و همزة مفتوح بر کرسي الف مي نشيند.

رؤوس/ رؤيت / رأس / بأس / دأب/ ذئب /

اما اين قاعده دقيقا رعايت نشده است چنان که مسؤول از لحاظ نگارش آوايي درست تر است از مسئول. اما مسئول رايج تر است. همچنين است حکم هيأت

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 16:22 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

در صفحه‌ی 204 کتاب نگارش و ویرایش (سمیعی (گیلانی)، احمد.(1380). نگارش و ویرایش. تهران: سمت) آمده است: ها (نشانه‌ی جمع) همواره جدا نوشته می‌شود:

کتاب‌ها، خانه‌ها، این‌ها

استثنا: آنها (صورت جمع ضمیر غایب «او»)

بین این ضمیر که فکر می‌کنم در آن نیز «ها» علامت جمع باشد با دیگر «ها»ی  جمع‌ فرق چیست و چرا باید سرهم نوشته شود؟

پاسخ

نظر شما درست است درباب "آن ها" تفاوت خاصي نمي توان با بقيه موارد پيدا کرد. ديدگاههاي ويراستاران فارسي بيشتر ذوقي و مبتني بر عادت است.

به نظر مي رسد جدانويسي تکواژهاي فارسي، براي نشان دادن استقلال واحدهاي زباني بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. در نگارش بيش  از هر چيز بايد به يکدستي متن نوشتار توجه کنيد. در متون چاپي با وجود فاصلة مجازي (نيم فاصله) بحث متصل يا منفصل نويسي تا حدودي حل مي شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:37 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش:

اگر در ويرايش، متن رونوشت دقيق از روي ماده‌ي قانوني باشد و زبان و نوع نوشتار نادرست باشد آيا ويراستار حق دارد در اصل ماده دست برده آن را اصلاح کند؟

 

پاسخ:

چنانچه نقل مستقیم از متن قانون (نص و مُر) است، ویراستار یا نویسنده مجاز به تغییر متن نيست؛ زیرا دخل و تصرف در ماده ی قانونی محسوب می شود. 

+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:18 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |