
شكلگيري واحد ويرايش در انتشارات، عمري به اندازه خود انتشارات دارد. فرهاد طاهري فارغالتحصيل دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، پژوهشگر و ويراستار در حوزه زبان و ادبيات فارسي و تاريخ معاصر ايران است. طاهري همچنين چندين دوره آموزش ويراستاري در جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، اتحاديه ناشران تهران، معاونت آموزش صدا و سيما و ... را در كارنامه دارد.
آنچه در پي ميآيد متن گفتگوي وي با روزنامة اطلاعات است درباره تاريخچه شكلگيري ويرايش در ايران. اين گفتگو با حذف پرسشها تنظيم شده است.
***
سابقه ويرايش به اندازه عمر نوشتن است. دكتر زرينكوب از قول عماد كاتب نقل ميكند: <چنان ديدم كه هيچ كس كتابي نمينويسد الاّ كه چون روز ديگر به آن بنگرد، گويد كه اگر فلان سخن چنان بودي يا اگر فلان كلمه به آن افزوده ميشد، بهتر ميبود.> تاريخ ويرايش در ايران را ميتوان به چهار دوره زماني تقسيم كرد: پيش از دوره قاجار، دوره پهلوي اول، دوره محمدرضا شاه و دوره بعد از انقلاب.
موضوعات چاپ و نشر در گذشتههاي دور، يعني زمان پيش از قاجار .....
شيوهنامهي نگارش دانشگاه هاروارد، روش " نويسنده ـ تاريخ انتشار" را پيشنهاد کرده و در رشتههاي علوم طبيعي، علوم اجتماعي و نوشتههاي دانشگاهي مورد استفاده قرار ميگيرد.
راهنماي سبک آنلاين دانشگاه کلمبيا (CGOS) براي منابع اينترنتي جديدتر و بروزتر است.
گرچه با شيوهنامههاي متعددي روبه رو ميشويم، اما واقعيت آن است که تفاوت آنها با هم چندان زياد نيست.
ويرايش يعني چه؟
ويرايش در لغتنامه هم معناي پيراستن و به معناي کم کردن از چيزي براي زينت و خوشآيند شدن و زيبا گشتن چون پيراستن موي سر و درخت و جز آن، آمده است.(نرمافزار دهخدا/ذيل پيراستن)
در فرهنگ فشردهي سخن اين واژه بدين شکل تعريف شدهاست: «تصحيح و تنظيم متن از نظر محتوا، انشا، رسمالخط و ديگر فنون مربوطه و آماده کردن آن براي چاپ و انتشار؛
ويرايش زباني: ويرايش از جهت تصحيح انشايي؛ ويرايش صوري (فني) نقطهگذاري؛ ويرايش محتوايي: ويرايش متن از جهت موضوع آن. (انوري،1382: 2579)
در فرهنگ آکسفورد اين واژه به "آماده کردن، قسمتي از نوشته، کتاب و ديگر چيزها به شکلي درست و افزودن ديگر دانستنيها"، تعريف شده است. (oxford,2055:401) در المنجد نيز ذيل واژهي(حبر) از گونهاي تزيين و زيبا کردن نوشتار ياد شده است.
ويراستاري تا چند سال پيش، در کشور ما حرفهاي ناشناخته بود و تا دو دههي پيش اصلا حرفه به شمار نميآمد. چون لزوم اينکار در ابتدا به خوبي درک نشده، حيطهي اختيارات، وظايف و مسؤوليت ويراستاران به شکلي دقيق تعريف نشده بود؛ نويسندگان به ويراستاران روي خوش نشان نداده آنها را به گونهاي مخل و مداخلهگر مييافتند.
ويرايش و ويراستار دو لفظ است که ظاهرا معادل(editing) و(editor) انگليسي اختيار شده است، اما در عمل لفظ (editor) ، در صنعت نشر، معادل متعدد دارد: ويراستار، مصحح( مصحح متن در تصحيح انتقادي)، ناظر يا دبير مجموعه، سردبير مجله و نشريه. يک لفظ ديگر نيز در همين مقوله داريم و آن (copy editor) است که نسخه پرداز يا ويراستار فني را براي آن اصطلاح کردهاند. (سميعي،1380: 129)
در حقيقت اثر، از زماني که به ناشر عرضه ميگردد و گاهي پيش از آن؛ يعني از روزي که به اثرآفرين سفارش داده ميشود، تا لحظهاي که از چاپ بيرون ميايد و حتي پس از آن، يعني هنگامي که وارد بازار ميشود و ناقدان دربارهي آن اظهار نظر ميکنند، مسيري دراز را ميپيمايد که ويراستار به معناي وسيع آنرا، در مراحل و مدارج متعدد، به صورتهاي گوناگون و با دامنه و شدت متفاوت، درگير ميسازد.