پرسش
کلمهي مزبور درست است يا مذبور؟ ريشه و معناي کلمه چيست؟
گفتگو
اين واژه در لغتنامهي دهخدا با هر دو املا (ذ/ز) مدخل شده، در هر دو صورت نوشتاري، به معناي «نوشته شده» است، ولي بهنظر ميرسد، وظيفهي لغتنامهها ضبط همهي املاهاي واژه بر اساس شاهدهاي موجود است، نه قضاوت در درستي يا نادرستي آنها؛ چنانکه صورتهاي نادرست، ولي بهکار رفتهي برخي از واژهها در لغتنامه مدخل شدهاست(نک: قيدهايي که از ترکيب اسم فارسي/لاتين با تنوين عربي ساخته شدهاند: تلگرافاً)
ظاهرا واژهي مزبور عربي و از ريشهي «زبر»(معلوف،1379: 293) است و از اين ريشه «زبور» را داريم؛ همچنين ريشهي «ذبر» نيز بهمعناي نوشتن در المنجد آمده است.(معلوف،1379: 233) غلط ننويسيم (نجفي، 1366: 249) نيز به واژهي (مذکور/مزبور) پرداختهاست نه (مزبور/مذبور)
×××
لغتنامه دهخدا را دیدم هم «مذبور» داشت هم «مزبور» ریشه مذبور را هم دیدم از «ذبر» بود. پس میشود از آن اسم مفعول ساخت؟ حالا که غلط ننویسیم به آن اشاره نکرده؛ یعنی نادرست است؟
×××
در جستجويي رايانهاي در بيش از 1000 اثر از آثار زبان فارسي و در بازهي زماني 15 قرن؛ «مذبور» تنها در 10 جا با اين املا ضبط شدهاست که بيشتر آنها از آثار قرن 14 به بعد هستند.
«مزبور» از قرن 7 در متنهاي فارسي به کار رفته و بيش از 355 شاهد براي اين املا وجود دارد.
باتوجه به بسآمد کاربرد املاي «مزبور» در متنهاي فارسي، اين املا برتري داشته درستتر است.
×××
اين را نيز ببينيد:مشتقات واژه "زبر" و "ذبر"
٭٭٭
پرسش
اگر بخواهیم مطلبی را به یک مقاله از یک نشریهي علمی ـ پژوهشی ارجاع بدهیم با این شرایط که: شمارهي تک جلدی نشریه را در اختیار نداشته باشیم و از مجموعهي یک ساله آن استفاده کرده باشیم. مثلا شمارهي صفحه ارجاع در مجموعه 424 باشد آیا این شمارهي صفحه باعث سردرگمی خواننده نمیشود؟
پاسخ
يكي از دوستان (با نام يه نفر) نوشتهاند: "ظاهرا قرار است فقط نظر صاحبان وبلاگ تاييد شود؟ اگر اين طور است بفرماييد ما ديگر حرف نزنيم".
دوست عزيز نظر شما در بخش نظرگاه خوانندگان براي همه قابل دسترسي است. اساس كار اين وبنوشت بر ارائة پاسخ به پرسشهاست مگر اين كه در مقولة خاصي باب بحث باز شود. در پاسخ به پرسشها گاه استفاده از نظر دوستان هم بهره ميبريم. حالا هم نظر شما را در پاسخ به اين پرسش ميآوريم تا از ما نرنجيد:
نويسنده تعهدي ندارد كه اگر مطلبي در ده جا چاپ شده بود مشخصات هر ده منبع را بياورد. اگر ضرورت به بيان مواردي باشد از اصطلاح معمول "نيز در" كه معادل "also in" فرنگيهاست استفاده ميشود. در اين مورد ميتوان به شيوهي زير عمل كرد ...
ادامه بحث چنين بود:
نویسنده: يه نفر
پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 17:6
نرنجيديم استاد! ديديم يك دو روزي طول كشيد تا در همان بخش نظرات تاييد شويم گفتيم يك چيزي بگوييم بلكه زودتر آپ كنيد. اصلا مقصودم اين نبود كه نظرم را دربخش پاسخ هاي اصلي بياوريد.
نویسنده: يه نفر
شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 12:29
خوب!
1- من از پاسخ شما چنين برداشت مي كنم: "چون شعرا اين فعل را به كار برده اند، پس درست است". مخالفت خاصي ندارم. فقط عرض مي كنم كه اگر همچون زبان شناسان عقيده داشته باشيم كه هر چيزي كه به كار رفته يا مي رود درست است ديگر بايد فاتحه ويرايش و درست نويسي را خواند؛ چرا كه سعدي هم مي گويد "اولي تر" و صائب هم "نزاكت" را در معناي "نازكي" به كار مي برد! وقتي وبلاگي راه اندازي مي شود با موضوع ويرايش، يعني پيشاپيش اين فرض پذيرفته شده است كه مقوله اي به نام "درست و غلط" هم در زبان وجود دارد.
2- استناد به "ادبيات" براي تعيين صحت و سقم كاربردهاي "معمول" زباني قدري ناهموار نيست؟ ياد دستور پنج استاد افتادم!
نویسنده: فتوحي
شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 15:44
دوست يه نفرهي من! حق با شماست، ويرايش به منزلهي غلطگيري هم هست، اما اينجا بحث از درست و غلط نيست. بحث روايي و ناروايي عناصر زبان در يك سبك است. مسلم است كه نظرية جدايي زبان از ادبيات هم ناكارآمد است. زبان روزمره پر است از استعاره و كنايه و مجاز. اصلاً آدمي بدون استعاره و زبان مجازي قادر به تفكر نيست (ر.ك: نظريههاي پساساختگرايان در باب مجاز و زبان). بهتر است ما از زبان تاريخي و تاريخ زبان سخن بگوييم تا از مرز بندي مبهم ميان ادبيات و زبان. غالباً در ميان ما زبان تاريخي را زبان ادبي ميدانند.
هر يك از عناصر زبان چونان يك موجود زنده حيات دارند. تولد- بلوغ- پيري و مرگ و باز زايي. بنابراين بهتر است از گونههاي كاربردي زبان سخن بگوييم. بر اين اساس در حال حاضر "گرديدن" در معني شدن و مشتقات آن به بخش رسمي زبان تعلق دارد و روز بروز كاربردش تصنعيتر مينمايد. در ضمن اين واژه و مشتقات آن در نثر هم كمتر از شعر به كار نرفته است.
زبان يك دستگاه ارتباطي قراردادي است. بررسي نحوة كاربرد "عناصر و امكانات زبان" موضوع سبك شناسي است. ويراستاران بايد شم زباني قوي داشته باشند و تاريخ واژه و سرگذشت ساختارهاي زبان را بشناسند. حكم صريح بر درست و غلط در بارة امكانات زبان كه تاريخ روشني دارند در ويراستاري جايگاهي ندارد بلكه بايد از گزينش مناسب با بافت كلام و سبك نويسنده سخن گفت. نوروزتان پيروز