تبليغاتX
ویراستار

يك كتاب از چند نويسنده

متن: (احمدي گيوي و انوري، 1372. ج2: 55) 

پانويس: حسن احمدي گيوي و حسن انوري، دستور زبان فارسي، چاپ يازدهم (تهران: فاطمي، 1372)، ج2 ص44.

مآخذ: احمدي گيوي، حسن؛ انوري، حسن.(1372). دستور زبان فارسي. چاپ يازدهم.2 ج. تهران: فاطمي.

 

نام خانوادگي نويسنده سرشناس‌تر ، نام، ( و ديگران).  (تاريخ نشر بين دو هلال) . نام كتاب. نام مترجم. محل نشر: ناشر.

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:59 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

کتاب‌‌ اصلي

متن: (حق‌شناس، 1356 :165)

پانويس: علي‌محمد حق‌شناس، آواشناسي (تهران: آگاه، 1356). ص 25.

مآخذ: حق‌شناس، علي‌محمد.(1356). آواشناسي. تهران: آگاه.



ر.ک: محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص157.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:38 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

به نظر شما بهتر است از اختياري كه داريم كم‌كم چشم بپوشيم و به شيوه‌ی فرهنگستان عمل كنيم؟

پاسخ

هر ويراستار به عنوان يک متخصص اختياراتي دارد و هم محدوديت‌هايي.

مقوله‌ي زبان، مقوله‌ي سيالي است و قوانين فرهنگستان هم با توجه به اين امر و با بررسي تعداد زيادي متن نوشته‌ شده است.

حال ويراستار مي‌تواند با اجتهاد خود، مستقلا شيوه‌نامه‌اي داشته باشد و آن را به جايي که کار ‌مي‌کند ارايه کند، اگر پذيرفتند بر اساس آن کار کند و يا شيوه‌نامه‌هاي متداول را بپذيرد و بر اساس آن‌ها کار کند.

به هر حال در کار ويرايش آن‌چه مهم است: نخست داشتن شيوه‌نامه‌اي منطقي و قابل دفاع است و دوم يک‌دستي کل کار.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:49 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

از اين پس روش‌هاي ارجاع به منابع مختلف و شیوه‌ی تنظیم فهرست کتاب‌شناسی منابع مقاله را خواهیم آورد. روش تنظیم مشخصات منابع، تقریبا بر پایه ی شیوه‌نامه‌ي انتشارات انجمن روان‌شناسي امريکا متکي است.[1]

 

کتاب‌‌هاي مقدس

 

قرآن

متن: (قرآن، بقره: 13) [ذکر مشخصات قرآن کريم در پانوشت و فهرست منابع لازم نيست؛ مگر اين‌که ارجاع به ترجمه‌ي خاصي باشد.]

پانويس: قرآن، ترجمه‌ي مهدي الهي قمشه‌اي (تهران: بنياد نشر قرآن، 1367) بقره: 13.

مآخذ: قرآن، ترجمه‌ي مهدي الهي قمشه‌اي، تهران: بنياد نشر قرآن، 1367.

 

عهد قديم و جديد

متن: (انجيل يوحنا 10: 48)

پانويس: انجيل يوحنا، ترجمه‌ي فارسي کتاب مقدس(تهران: انجمن کتاب مقدس ايران، 1378)، باب 10، آيه‌ي 48.

مآخذ: انجيل يوحنا، کتاب مقدس. (1378). عهد جديد. ترجمه‌ي فارسي. تهران: انجمن کتاب مقدس ايران.



[1] . محمود فتوحي، آيين نگارش مقاله‌ي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص156.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:30 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

 آوردن تاريخ نگارش يک اثر ادبي و يا زمان زندگي يک نويسنده در مقاله لازم است؛ درباره‌ي اثر ادبي موضوع ساده است، سال نشر را مي‌نويسيم ولي براي نويسندگان سال تولد را بايد نوشت يا درگذشت را؟

اگر سال فوت؛ براي آنان که زنده‌اند چه بايد کرد؟

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:39 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

اگر بخواهیم مطلبی را به یک مقاله از یک نشریه‌ي علمی ـ پژوهشی ارجاع بدهیم با این شرایط که: شماره‌ي تک جلدی نشریه را در اختیار نداشته باشیم و از مجموعه‌ي یک ساله آن استفاده کرده باشیم. مثلا شماره‌ي صفحه ارجاع در مجموعه 424 باشد آیا این شماره‌ي صفحه باعث سردرگمی خواننده نمی‌شود؟

 

پاسخ

يكي از دوستان (با نام يه نفر) نوشته‌اند: "ظاهرا قرار است فقط نظر صاحبان وبلاگ تاييد شود؟ اگر اين طور است بفرماييد ما ديگر حرف نزنيم".

دوست عزيز نظر شما در بخش نظرگاه خوانندگان براي همه قابل دسترسي است. اساس كار اين وب‌نوشت بر ارائة پاسخ به پرسشها‌ست مگر اين كه در مقولة خاصي باب بحث باز شود. در پاسخ به پرسشها گاه استفاده از نظر دوستان هم بهره مي‌بريم. حالا هم نظر شما را در پاسخ به اين پرسش مي‌آوريم تا از ما نرنجيد:

نويسنده تعهدي ندارد كه اگر مطلبي در ده جا چاپ شده بود مشخصات هر ده منبع را بياورد. اگر ضرورت به بيان  مواردي باشد از اصطلاح معمول "نيز در" كه معادل "also in" فرنگيهاست استفاده مي‌شود. در اين مورد مي‌توان به شيوه‌ي زير عمل كرد ...

ادامه بحث چنين بود: 

نویسنده: يه نفر

پنجشنبه 16 اسفند1386 ساعت: 17:6

نرنجيديم استاد! ديديم يك دو روزي طول كشيد تا در همان بخش نظرات تاييد شويم گفتيم يك چيزي بگوييم بلكه زودتر آپ كنيد. اصلا مقصودم اين نبود كه نظرم را دربخش پاسخ هاي اصلي بياوريد.

 

نویسنده: يه نفر

شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 12:29

خوب!
1- من از پاسخ شما چنين برداشت مي كنم: "چون شعرا اين فعل را به كار برده اند، پس درست است". مخالفت خاصي ندارم. فقط عرض مي كنم كه اگر همچون زبان شناسان عقيده داشته باشيم كه هر چيزي كه به كار رفته يا مي رود درست است ديگر بايد فاتحه ويرايش و درست نويسي را خواند؛ چرا كه سعدي هم مي گويد "اولي تر" و صائب هم "نزاكت" را در معناي "نازكي" به كار مي برد! وقتي وبلاگي راه اندازي مي شود با موضوع ويرايش، يعني پيشاپيش اين فرض پذيرفته شده است كه مقوله اي به نام "درست و غلط" هم در زبان وجود دارد.

2- استناد به "ادبيات" براي تعيين صحت و سقم كاربردهاي "معمول" زباني قدري ناهموار نيست؟ ياد دستور پنج استاد افتادم!

 

نویسنده: فتوحي

شنبه 3 فروردین1387 ساعت: 15:44

دوست يه نفره‌ي من! حق با شماست، ويرايش به منزله‌ي غلط‌گيري هم هست، اما اينجا بحث از درست و غلط نيست. بحث روايي و ناروايي عناصر زبان در يك سبك است. مسلم است كه نظرية جدايي زبان از ادبيات هم ناكارآمد است. زبان روزمره پر است از استعاره و كنايه و مجاز. اصلاً آدمي بدون استعاره و زبان مجازي قادر به تفكر نيست (ر.ك: نظريه‌هاي پساساختگرايان در باب مجاز و زبان). بهتر است ما از زبان تاريخي و تاريخ زبان سخن بگوييم تا از مرز بندي مبهم ميان ادبيات و زبان. غالباً در ميان ما زبان تاريخي را زبان ادبي مي‌دانند.
هر يك از عناصر زبان چونان يك موجود زنده حيات دارند. تولد- بلوغ- پيري و مرگ و باز زايي. بنابراين بهتر است از گونه‌هاي كاربردي زبان سخن بگوييم. بر اين اساس در حال حاضر "گرديدن" در معني شدن و مشتقات آن به بخش رسمي زبان تعلق دارد و روز بروز كاربردش تصنعي‌تر مي‌نمايد. در ضمن اين واژه و مشتقات آن در نثر هم كمتر از شعر به كار نرفته است.
زبان يك دستگاه ارتباطي قراردادي است. بررسي نحوة كاربرد "عناصر و امكانات زبان" موضوع سبك شناسي است. ويراستاران بايد شم زباني قوي داشته باشند و تاريخ واژه و سرگذشت ساختارهاي زبان را بشناسند. حكم صريح بر درست و غلط در بارة امكانات زبان كه تاريخ روشني دارند در ويراستاري جايگاهي ندارد بلكه بايد از گزينش مناسب با بافت كلام و سبك نويسنده سخن گفت. نوروزتان پيروز

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:18 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

 

شكل‌گيري واحد ويرايش در انتشارات، عمري به اندازه خود انتشارات دارد.‌ فرهاد طاهري فارغ‌التحصيل دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، پژوهشگر و ويراستار در حوزه زبان و ادبيات فارسي و تاريخ معاصر ايران است. طاهري همچنين چندين دوره آموزش ويراستاري در جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، اتحاديه ناشران تهران، معاونت آموزش صدا و سيما و ... را در كارنامه دارد.‌

آنچه در پي مي‌آيد متن گفتگوي وي با روزنامة اطلاعات است درباره تاريخچه شكل‌گيري ويرايش در ايران. اين گفتگو با حذف پرسشها تنظيم شده است.‌

                                                                       ‌***

‌سابقه ويرايش به اندازه عمر نوشتن است. دكتر زرين‌كوب از قول عماد كاتب نقل مي‌كند: <چنان ديدم كه هيچ كس كتابي نمي‌نويسد الاّ كه چون روز ديگر به آن بنگرد، گويد كه اگر فلان سخن چنان بودي يا اگر فلان كلمه به آن افزوده مي‌شد، بهتر مي‌بود.> تاريخ ويرايش در ايران را مي‌توان به چهار دوره زماني تقسيم كرد: پيش از دوره قاجار، دوره پهلوي اول، دوره محمدرضا شاه و دوره بعد از انقلاب.‌

موضوعات چاپ و نشر در گذشته‌هاي دور، يعني زمان پيش از قاجار .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:30 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |

پرسش

آیا استفاده از افعال "گشته است" "گردیده است" "می‌گردد" و امثال این‌ها صحیح است یا خیر؟ آیا استفاده از فعل "شدن" درست‌تر نیست؟

پاسخ:

دوستان نظر خود را بيان كرده‌اند اما اين فعل و مشتقات آن گرچه از دوره‌ي صفويه به بعد در نثر رسمي وجهه‌ي رسمي به خود گرفته و در محاوره به كارنمي‌رود اما در زبان شعر ادباي بزرگ كاربرد بسيار دارد:

دقيقي:

همي تازند اين برآن آن برين / ز خون يلان سرخ گردد زمين

فردوسي:

چو آسوده گرديد يكسر به بزم / كه زود آيد انديشهء روز رزم

چو گرديد زين شهر ما بي‌نياز / به دل‌تان همه كينه آيد فراز

چو بيدار گرديد  يكسر ز خواب / نگيريد بر بد ازين سان شتاب  

كه چون دين پريرد ز روز نخست / شود رسته از درد و گردد درست

كسي كو خرد را ندارد ز پيش  /دلش گردد از كرده خويش ريشبه

مرا اختر خفته بيدار گشت  / به مغز اندر انديشه بسيار گشت  

منوچهري: 

زردگل بيمار گردد، فاخته بيمار پرس / ياسمين ابدال گردد خردما زائر شود

 

فرخي سيستاني 

خيز شاها! كه همه دوخته و ساخته گشت  / خلعت لشكر و گرديد به يك جاي انبار

سنايي:

فراق آمد كنون از وصل برخوردار چون باشم / جدا گرديد يار از من جدا از يار چون باشم

 

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 7:10 توسط محمود فتوحي، فاطمه فرهودي |