نقطه[1] ، نشانهي توقف کامل و پايان جملهي خبري يا انشايي است که بدون فاصله پس از آخرين حرف جمله ميآيد و با جمله ي بعدي يک حرف فاصله دارد.
در موارد زير به کار ميرود:
- در پايان جملهي خبري يا انشايي:
هنوز نگران است که ملکش با دگران است.
کار امروز را به فردا مفکن.
- در مختصر نويسي اسامي و عنوانها، پس از حرف يا حرفهاي نمايندهي آنها:
ع. اقبال آشتياني(=عباس اقبال آشتياني)
س.م.م.(=سازمان ملل متحد)
ژ.ژ.روسو(=ژان ژاک روسو)
تبصره 1 ـ در نقل قول مستقيم نقطه در پايان جمله و در داخل پرانتز ميآيد:
"در بحبوبهي جنگ دوم جهاني، قواي شوروي و انگليس، شهر انزلي را چند بار بمباران کردند."
تبصره 2- در موارد زير نيازي به افزودن نقطه نيست:
· پس از ص(= صفحه)؛ قس(=قياس کنيد.)؛ نک(=نگاه کنيد)؛ رک(=رجوع کنيد)
· پس از ش يا خ(=شمسي يا خورشيدي)؛ ق(=قمري)؛ م(=ميلادي)؛ هـ(= هجري)
· پس از پانوشتهايي که به صورت جمله نيستند. داشتهايم.
[1] . برگرفته از: احمد سميعي، نگارش و ويرايش(تهران: سمت،1380).ص227؛ همچنين: محمود فتوحي، آيين نگارش مقالهي علمي ـ پژوهشي (تهران: سخن، 1385).ص42.
ويرايش يعني چه؟
ويرايش در لغتنامه هم معناي پيراستن و به معناي کم کردن از چيزي براي زينت و خوشآيند شدن و زيبا گشتن چون پيراستن موي سر و درخت و جز آن، آمده است.(نرمافزار دهخدا/ذيل پيراستن)
در فرهنگ فشردهي سخن اين واژه بدين شکل تعريف شدهاست: «تصحيح و تنظيم متن از نظر محتوا، انشا، رسمالخط و ديگر فنون مربوطه و آماده کردن آن براي چاپ و انتشار؛
ويرايش زباني: ويرايش از جهت تصحيح انشايي؛ ويرايش صوري (فني) نقطهگذاري؛ ويرايش محتوايي: ويرايش متن از جهت موضوع آن. (انوري،1382: 2579)
در فرهنگ آکسفورد اين واژه به "آماده کردن، قسمتي از نوشته، کتاب و ديگر چيزها به شکلي درست و افزودن ديگر دانستنيها"، تعريف شده است. (oxford,2055:401) در المنجد نيز ذيل واژهي(حبر) از گونهاي تزيين و زيبا کردن نوشتار ياد شده است.
ويراستاري تا چند سال پيش، در کشور ما حرفهاي ناشناخته بود و تا دو دههي پيش اصلا حرفه به شمار نميآمد. چون لزوم اينکار در ابتدا به خوبي درک نشده، حيطهي اختيارات، وظايف و مسؤوليت ويراستاران به شکلي دقيق تعريف نشده بود؛ نويسندگان به ويراستاران روي خوش نشان نداده آنها را به گونهاي مخل و مداخلهگر مييافتند.
ويرايش و ويراستار دو لفظ است که ظاهرا معادل(editing) و(editor) انگليسي اختيار شده است، اما در عمل لفظ (editor) ، در صنعت نشر، معادل متعدد دارد: ويراستار، مصحح( مصحح متن در تصحيح انتقادي)، ناظر يا دبير مجموعه، سردبير مجله و نشريه. يک لفظ ديگر نيز در همين مقوله داريم و آن (copy editor) است که نسخه پرداز يا ويراستار فني را براي آن اصطلاح کردهاند. (سميعي،1380: 129)
در حقيقت اثر، از زماني که به ناشر عرضه ميگردد و گاهي پيش از آن؛ يعني از روزي که به اثرآفرين سفارش داده ميشود، تا لحظهاي که از چاپ بيرون ميايد و حتي پس از آن، يعني هنگامي که وارد بازار ميشود و ناقدان دربارهي آن اظهار نظر ميکنند، مسيري دراز را ميپيمايد که ويراستار به معناي وسيع آنرا، در مراحل و مدارج متعدد، به صورتهاي گوناگون و با دامنه و شدت متفاوت، درگير ميسازد.
در صورت امکان چند کتاب مفید و مرجع که در بازار کتاب هم باشد در مورد ویرایش و نگارش فارسی معرفی نمایید
پاسخ
ابوالحسني، محسن.(1381). چگونه مقالهي علمي بنويسيم و آنرا به چاپ برسانيم. تهران: انستيتو پاستور ايران.
اسليد، کارول.(1380). سبک و شيوه:مقالههاي تحقيقي، گزارشها و پاياننامهها. ترجمه: مهدخت نظام شهيدي. تهران: آگاه.
اميني، سيدکاظم.(1385).آيين نگارش مکاتبات اداري. تهران: موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي.
حري، عباس.(1378). آيين نگارش علمي. تهران: هيأت امناي كتابخانههاي عمومي كشور.
ريت، باربارا .(1373). «سفر داوران» ترجمهي حسين معصومي همداني. در مجموعهي دربارهي نگارش و ويرايش، برگزيدهي مقالههاي نشر دانش. زير نظر نصرالله پورجوادي. تهران. چاپ سوم. [مقالهي بابارا ريت راهنماي مفيدي براي داوران پژوهشهاي دانشگاهي است.]
سميعي، احمد. (1380). نگارش ويرايش.تهران: سمت.
فتوحی، محمود.(1385). آيين نگارش مقالهي علمي ـ پژوهشي. تهران: سخن.
كاخي، مرتضي.(1381). شيوه نگارش ، اميركبير ، تهران.(چاپ چهارم).
شيوهنامه مركز نشر دانشگاهي.(1372). تهران. شيوهنامهي چاپ كتابهاي مركز نشر دانشگاهي(رسم الخط، تنظيم جدولها و تصاوير و قواعد نگارش متون رياضي و فيزيك و …)
دستور خط فارسي .(1381). مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسي چاپ سوم 1384. رسم الخط رسمي كشور دربارهي تركيبها و حروف و نوع نگارش.
نجفی، ابوالحسن. (1384). غلط ننویسیم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
ياحقي، محمد جعفر؛ ناصح، مهدي .(1372). آيين نگارش و ويرايش. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي.
پرسش
در نگارش اعلام عربي مانند «يسوع بن الانسان» آيا همزهي "ابن" بايد بيايد يا نه؟ به طور کلي همزهي "ابن" چه صورتي دارد؟
پاسخ
در عربی همزه «ابن» در هنگام اضافه شدن دو علم باید حذف شود. اما در عیسی ابن الانسان و یسوع ابن الانسان چون بخش دوم علم نیست حذف نمی شود.
پرسش
املای درست کلمهی "بروز" به معنای "روز آمد"
(update) چیست؟آیا "ب" این کلمه از گروه "بای" قید و صفت ساز است و مانند بشتاب(=شتابان) یا بنام(=نامی) سر هم نوشته می شود؟
پاسخ
وقتی حرف "ب" با کلمه بعد از خود ترکیب شود یک واحد زبانی میسازد و باید سر هم نوشته شود. بروز صفت و قید است.
بروز : تازه، همراه با زمان
در محل صفت:
فلانی آدم بروزی است. بروزترین برنامه / سیستم بروزتر
در محل قید:
خیلی بروز فکر کنید.
بروز باشید.