پرسش
"عبارتاند از " درست است يا "عبارتند از"؟ چرا؟
پاسخ
این مصرع را با کدام صورت مینویسید؟ «تا نگویند اسیران کمند تو کمند»
اگر بنویسیم اسیران کمند تو کماند. زیبایی «جناس خط» از بین میرود.
در عبارتند / عبارت اند؛ آگاهند /آگاه اند؛ مجرم اند / مجرمند. هر دو صورت رایج است و تفاوتی در معنی ندارد. بهتر است به یکدستی نوشتار فکر کنیم.
اما از آنجا که قبل از «اند» صامت است و میتواند فتحه بگیرد و زمینه حذف همزه را فراهم کند. در این موارد معمولا «اند» را بدون الف به کار میبرند. ولی در واژه های مختوم به الف و ی لازم است به صورت «یند» و «اند» بیاید.
آشنایند / زمینیاند/ کمرویند
شما بايد مواظب فشارهاي رواني باشيد که عموما شما را وادار به عبور مينمايد که اگر عبور کنيم زودتر به شخص مصدوم ميرسيم و شايد او را نجات دهيم با گذر از رود.
1. امدادگران بايد مراقب فشارهاي روانيي باشند که آنان را واميدارد، بيتدبير و به قيمت به خطر افتادن جانشان عمل کرده، براي نجات مصدوم اقدام نمايند.
فصل فاصله:"کتاب ارزشمند غلط ننویسیم از زمان انتشار (۱۳۶۶) تا کنون ، مورد توجه اهل فضل و بویژه اصحاب ویرایش قرار گرفته و تا به حال ضمن چاپهای متعدد ، نسخه های پرشماری - در حدود دهها هزار جلد - از آن به فروش رسیده است. غلط ننویسیم از همان آغاز با نقدهای متعددی روبه رو شد و شمار زیادی از زبان شناسان و ادیبان روزگار بر آن حاشیه و تعلیقه نوشتند.این کتاب ، اینک با گذشت نزدیک به دو دهه از انتشار آن ، همچنان یک اثر بالینی برای ویراستاران و نویسندگان به شمار می آید و هیچ ویراستاری نیست که از آن بی نیاز باشد.غلط ننویسیم، کمابیش یک متن آموزشی نیز محسوب می شود و کم نیستند استادانی که آن را به عنوان یک متن درسی به شاگردان خویش معرفی می کنند.
ویژگیهایی که به عرض رسید ، در کنار تحولاتی که در طی دو دهه در زبان فارسی رخ داده ، اقتضا می کند که مولف محترم ، جناب استاد ابوالحسن نجفی ، بار دیگر به چشم تامل در این اثر ارزشمند خویش بنگرند و چاپهای بعدی را با تجدید نظرهای تازه ای به بازار عرضه کنند. آنچه در پی می آید ، تاملاتی است در باب برخی از بخشهای کتاب که می تواند از جنس بلفضولیهای یک دانشجوی ساده ادبیات تلقی شود و هیچ نصیبی از صحت نداشته باشد."
همين جور هم جست زدن از يک تخته سنگ ديگر ممکن است راه خوبي براي نمايش چالاکي شما باشد ولي براي آنها که ضعيفترند سريعترين راه رگ به رگ شدن قوزک پا يا مو برداشتن آرنج باشد.
پرسش
میشود لطفاً دربارهی صرف افعال برای فاعل جمع توضیحی بیاورید. اگر فاعل جاندار نبود، آیا باید از فعل مفرد برایش استفاده کرد؟ یا اینکه با فعل جمع هم درست است؟ شکوفهها لبخند ميزنند.
پاسخ
دربارهي مطابقت فعل با فاعل در زبان فارسي:
اگر فاعل جاندار باشد، فعل در جمع و مفرد با آن مطابقت ميکند: آنها آمدند/ او آمد.
اگر فاعل جاندار نباشد؛ مطابق بودن يا مطابق نبودن فعل با فاعل هر دو درست است: برگهاي درخت ريختند/برگهاي درخت ريخت. اما اگر در جمله از صنعت تشخيص(=جانبخشي) استفاده ميکنيم، بهتر است فعل با فاعلش مطابقت کند: شکوفهها به زيبايي لبخند ميزنند.
در اسم جمعها؛ مانند: مردم، لشگر و... فعل هم ميتواند جمع بيايد و هم مفرد: قافله به آرامي رهسپار شد./ مردم شاد شدند.
تقريبا هر سال کسي به هنگام عبور در اثر بياحتياطي و عدم اطلاع، کهولت و پيري و کودکان و نوجوانان کم تجربه در چنين مواقعي که نميبايست از اين نهرها عبور نمايند، غرق شده و در طول نهر به رودخانه کشيده شدهاند.
پرسش
آيا به کار بردن فعل "ميباشد" درست است؟ با توجه به اينکه اين فعل، معادلي به نسبت دقيق براي فعل "است" است،استفاده از آن چه لزومي دارد؟
پاسخ
با اين كه صائب حدود ۲۱ غزل دارد با رديف «ميباشد»، بعضي ميگويند فارسي نيست.
اما از جمله واژههاي خيلي رسمي است. اين روزها احساس مي شود كه كاربرد آن سبك را به شدت رسمي و لحن را تصنعي مي كند.
پرسش
سیاستگذار يا سياستگزار؛ کدام يک درست است؟
پاسخ
"عدهای گمان میکنند که اگر گذاشتن دلالت بر عملی عینی و ملموس نکند یا، به بیان دیگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، باید با حرف "ز" نوشته شود. مثلا قانون یا بدعت یا بنیان چون جسم عینی و ملموسی نست در ترکیب با این فعل لابد میشود قانونگزار یا بدعتگزار یا بنیانگزار. این تصور نادرست در وهلهی نخست ناشی از خلط معنای حقیقی و معنای مجازی گذاشتن و در وهلهی بعد ناشی از خلط معنای این فعل با معنای گزاردن است. گذاشتن، در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به طور عینی و مشهود» است، مثلا: "لیوان را روی میز میگذارم». اما گذاشتن مجازا به معنای «قرار دادن، وضع کردن، تاسیس کردن» است و چون مقصود از قانونگذار کسی است که قانون را وضع و بنا میکند( و نه فرضا کسی که قانون را اجرا میکند.) باید به همین صورت، یعنی با حرف «ذ» نوشته شود. ایضا بنیانگذار، به معنای «موسس»، کسی است که بنای کاری یا موسسهای را میگذارد و نوشتن آن با حرف «ز» غلط است."
نجفی، ابوالحسن. (1384). غلط ننویسیم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. ذیل گذاشتن/ گزاردن
پرسش
اگر تمام علايم قراردادی را نمادي از يک مجموعه مفاهيم بدانيم؛ چنانکه علايم راهنمايي و رانندگي را ميتوان به مجموعهاي گزارهها تأويل کرد؛ علايم سجاوندي نيز براي موقعيتهايي طراحي شدهاند که ميتوان آنها تأويل کرد.
آيا تاکنون مدلولهاي هريک از علايم بررسي شده است؟ (مثلا: (.) نقطه؛ جمله تمام شد. (،)؛ گزاره هنوز تمام نشده است و با عبارت يا واژهي بعد کامل ميشود. (...)؛ قسمتي از گزاره حذف شده است و ...)
فکر ميکنم با دانستن مفهومهاي دقيق هر يک از اين علايم بتوانيم آنها را به جا و سودمندتر به کار بريم.
پاسخ
بله تلاش نویسندگان کتابهای آیین نگارش و رسم الخط در همه دنیا همین است. که مفهوم این نشانه ها را یکدست کنند. چندان اختلافی هم در این باب نیست. کتابهای معتبر در هر زبانی تقریباً موارد کاربرد نشانه های نگارشی را برای یاد اوری می نویسند و نه این که طرح تازه ای درافکنند.
پاسخ
فارسیان همزه ی آخر واژه های عربی را تلفظ نمی کنند: حیا / بنا / ریا / اجرا / شهدا /
و در هنگام اتصال آنها به کلمه ی دیگر از صامت میانجی"ی" استفاده می کنند.
اجرای احکام / به جای اجراء احکام